کشوری که با جوانترین جمعیت منطقه اداره میشود، اما با مدیرانی که اغلب به دلیل شکاف سنی و نسلی با فرهنگ، زبان و مطالبات این نسل هماهنگ نیستند، به تدریج دچار ناهماهنگی در عرصههای گوناگون خواهد شد. نمونهاش تصمیمگیری شورای عالی فضای مجازی برای عرصهای است که برخی از اعضای حضور فعالی در آن ندارند و طبیعتاً در پی این حضور نداشتن برداشتشان از فضای مجازی نه برداشت دسته اول و منطبق بر برداشت عمومی جامعه؛ بلکه محصول خوانش گزارشها و بولتنها است!
از منظر امنیت ملی، این شکاف نسلی در مدیریت کشور، نه یک ضعف اداری؛ بلکه یک آسیبپذیری راهبردی است. دشمن همواره در جستوجوی گسلهای درونی جامعه است و اگر فاصله میان نسل جوان و دستگاههای تصمیمگیر، به موقع ترمیم نشود، به چنین گسلی تبدیل خواهد شد. انتخاب کارگزاران نخبه، جوان و متخصص در این معنا یک انتخاب فرهنگی یا رفاهی نیست؛ بلکه یک الزام امنیتی است.
جوانگرایی در حکمرانی، به معنای کنار گذاشتن تجربه نیست و به معنای تلفیق هوشمندانه تجربه با نوآوری، جسارت با دانش، و اصول با انعطاف است. نخبگان جوانی که در دانشگاههای معتبر داخلی و بینالمللی تربیت شدهاند، با اقتصاد دیجیتال آشنا هستند، زبان نسل جدید را میفهمند و توانایی بازطراحی رویکردهای فرسوده را دارند، باید هسته اصلی کادر اجرایی کشور را تشکیل دهند. معیار شایستگی، نباید سابقه حضور در ساختار، بلکه باید توانایی خلق راهحل در وضعیت پیچیده باشد.
نسل جوان ایران در میانه فضای رسانهای چندگانه و جهانی زندگی میکند و دیگر نمیتوان با ادبیات و روشهای دهههای گذشته با او ارتباط برقرار کرد. سیاستگذاری فرهنگی متناسب با این نسل، یعنی پذیرش مطالبات مشروع آنها، گشودن فضا برای خلاقیت و حضور معنادار در تولید محتوا، و جایگزین کردن تحکم با گفتوگو. این رویکرد نه امتیاز دادن به فشار، بلکه حکمرانی هوشمند است.
فرصت پیشرو کمنظیر است. رهبری جوان انقلاب با سرمایه اعتماد ملت، پشتوانهای محکم برای این تغییر و تحولات سازنده است. اگر این دوران با گزینش شجاعانه کارگزاران نخبه، تنظیم سیاستهای فرهنگی و اجتماعی منطبق با مطالبات نسل جوان، و ایجاد مسیرهای شفاف مشارکت آنها در ساختار تصمیمگیری همراه شود.