اگر روایتهای ترامپ درباره قدرت آمریکا درست است، چرا واقعیتهای میدانی یکی پس از دیگری خلاف آنها را نشان میدهند؟ مسئله امروز دیگر صرفاً صحت یا نادرستی یک آمار و یک اظهارنظر نیست؛ بلکه شکافی جدی میان آنچه رئیسجمهور آمریکا میگوید و آنچه دادههای مستقل، تحولات میدانی و حتی برخی چهرههای سابق سیاست خارجی واشنگتن روایت میکنند، شکل گرفته است.
این شکاف، بیش از آنکه یک مشکل رسانهای باشد، نشانهای از فرسایش «اعتبار» بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت در سیاست است.نمونه روشن آن، ادعای چندین باره ترامپ درباره تنگه هرمز است. او بازهم ادعا کرده که این آبراه حیاتی «صددرصد» تحت کنترل نیروی دریایی آمریکا قرار دارد؛ اما دادههای «مارین ترافیک» از عبور تنها هفت کشتی بزرگ و اطلاعات شرکت کپلر از عبور هشت کشتی در یک روز حکایت میکند. این ارقام زمانی معنادارتر میشوند که بدانیم پیش از جنگ، بهطور متوسط روزانه حدود ۱۲۰ کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند و این مسیر یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان بود.
بنابراین پرسش ساده این است که اگر کنترل کامل برقرار است، چرا جریان عادی کشتیرانی همچنان بازنگشته است؟این تناقض زمانی جدیتر میشود که ریچارد نفیو، از مقامات ارشد دولت باراک اوباما و از چهرههای شناختهشده در طراحی سیاست تحریمی آمریکا علیه ایران، نسبت به اظهارات دولت ترامپ هشدار میدهد و آنها را گمراهکننده میخواند.
وقتی حتی یکی از معماران سیاست فشار واشنگتن نیز توصیه میکند با بیانیههای دولت ترامپ با «شک و تردید بسیار» برخورد شود، مسئله دیگر محدود به اختلاف میان تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه به مسئله اعتمادپذیری روایت رسمی آمریکا تبدیل میشود. از سوی دیگر، گزارشهای مربوط به کاهش ذخایر موشکهای پدافندی و محدودیتهای لجستیکی ارتش آمریکا، با تصویر یک نیروی نظامی برخوردار از توان نامحدود که ترامپ تلاش میکند ارائه دهد، فاصله دارد.
البته نمیتوان تمام این گزارشها را مستقل از منافع صنایع دفاعی آمریکا دانست؛ زیرا برجستهسازی کمبود مهمات میتواند زمینه مطالبه بودجه و سفارشهای بیشتر نظامی را فراهم کند. بااینحال، حتی همین تناقض نیز نشان میدهد که نمایش قدرت، لزوماً با ظرفیت واقعی قدرت یکسان نیست.
در نهایت، شاید یکی از گویاترین نشانهها، گزارش رسانههای آمریکایی درباره عملیات امنیتی کمسابقه ترامپ پس از نشست ناتو باشد؛ گزارشی که میگوید او در برابر دوربینها سوار ایرفورس وان شد، اما سپس مخفیانه با یک کامیون خدمات غذایی فرودگاه به هواپیمای دیگری منتقل شد و مسیر واقعی حرکتش پنهان ماند. اگر این گزارش صحت داشته باشد، تصویر «قدرت بدون هراس» که کاخ سفید میکوشد به نمایش بگذارد، با واقعیت رفتاری رئیسجمهور آمریکا فاصله معناداری پیدا میکند.
در سیاست بینالملل، قدرت بدون اعتبار اثرگذاری خود را از دست میدهد. ترامپ میتواند با تکرار ادعاهایش افکار عمومی را برای مدتی تحت تأثیر قرار دهد، اما نمیتواند واقعیتهای میدانی و دادههای مستقل را پنهان کند. در واقع مسئله اصلی در اینجا فرسایش اعتباری است که آمریکا برای اعمال قدرت به آن نیاز دارد. قدرتی که باور نشود، بخشی از توان واقعی خود را از دست میدهد و ما اینبار شاهد شکست آمریکاییها در روایت نیز هستیم.