علیاصغر زرگر کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی و اقتصاد سیاسی در گفتوگو با پایگاه خبری تحلیلی «صبح صادق آنلاین» در خصوص همسویی کشورهای وارد کننده نفت با آمریکا در تلاش برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت در راستای تلقین این موضوع که تنگه هرمز اهمیت استراتژیک خود را از دست داده است به ما گفت: با توجه به اینکه نزدیک ۲۰ درصد نفت جهان از ایران عبور میکند و بسته بودن تنگه بابالمندب نیز چالش دیگری در صادرات نفت است اصولا اینچنین انتظار میرفت که نرخ نفت در بازار جهانی به مراتب بالاتر از نرخهای امروز باشد، اما آنچه در عمل به نظر میرسد واقعیت امر است پایین نگاه داشتن نرخ نفت جهانی به دلیل دروغهایی است که ترامپ برای جلوگیری از التهاب قیمتی در بازار بدان متوسل میشود.
وی در این باره خاطر نشان کرد: طی هفتهها و ماههای گذشته ترامپ در اواخر هفتهها تلاش کرده با تبلیغات دروغین زمینهساز کاهش نرخ نفت و کاهش التهاب قیمتی در بازارهای جهانی شود تا چند روز بتواند نرخ نفت را کاهش دهد یا پایین نگه دارد. با توجه به اینکه در اوایل تجاوز آمریکا به ایران اینچنین گفته میشد که بعضا بین ۲۰ تا ۳ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند انتظار میرفت بسته ماندن تنگه هرمز موجب صعودی شدن قیمتها شود، اما بنا به دلایلی اینگونه نشد.
زرگر در این باره بیان داشت: رسانهها ادعا میکنند عربستان از طریق دریای سرخ روزانه ۷ میلیون بشکه نفت صادر میکند. ۱/۵ میلیون بشکه نفت نیز عربستان از فجیره صادر میکند ضمن اینکه عراق نیز ۱ میلیون بشکه نفت از طریق لوله صادر میکند و مقداری نیز بارگیری میشود.
وی در ادامه بحث تصریح نمود: ایران نیز بارگیریهای نفت را تحت عناوین مختلف با ترفندهایی داشته است ضمن اینکه گفته میشود نفت ایران روی دریا برای صادرات دو ماه آینده تضمین شده است بنابراین ایران نیز که روزانه بین ۳۸۰۰ تا ۴ میلیون بشکه نفت تولید میکند و ۱۸۰۰ بشکه سهم خوراک داخلی است و مابقی صادر میشود همه و همه میتوانند عواملی باشند که تا حدی مانع التهاب قیمتهای بسیار بالا شده باشند، اما با این حال با بسته ماندن تنگه هرمز طبیعتا قیمت نفت در بازارهای جهانی باید به مراتب بالاتر از نرخ کنونی باشد.
کارشناس و تحلیلگر اقتصاد سیاسی معتقد است: اگر ایران در صرافی کشورهای حوزه جنوب خلیج فارس قادر به نقل و انتقال درآمدهای نفتی نیست، اما در عراق و افغانستان یا با کمک چین تا حدی میتواند این مشکل را حل کند ضمن اینکه به دلیل اینکه ایران سالها تحت شدیدترین تحریمها بوده دور زدن تحریمها را آموخته لذا جمیع این موارد نشان میدهد، چون در عرضه نفت نسبت به اوایل تجاوز آمریکا اتفاق مثبتی رخ نداده و عرضه نفت افزایش نیافته، بدین معنا که عرضه آنقدر نیست که بتواند قیمت نفت را به نرخهای پیش از جنگ یعنی زیر ۷۰ دلار کاهش دهد این موضوع نشان دغلکاری آمریکاست.
کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی یادآور شد: سکوت آمریکا و متحدانش در موضوع عدم افزایش عرضه نفت به بازار و بالا ماندن قیمت نفت بیش از ۸۰ دلار در هر بشکه و استفاده از منابع استراتژیک آمریکا و دیگر کشورها حاکی از آن است که آمریکا و کشورهای غربی و متحدان آمریکا در منطقه مثل ژاپن و کره جنوبی و ... تلاش میکنند اینگونه وانمود کنند که تنگه هرمز دیگر آنچنان حائز اهمیت نیست تا اینگونه وانمود کنند که وضعیت بازار نفت و بازارهای مالی دنیا بحرانی نیست.
وی در این باره یادآور شد: صورت حسابهای افزایش یافته به واسطه افزایش نرخ انرٰژی مردم در آمریکا و اروپا نشان دهنده وجود بحران انرژی است، چرا که اگر بحران انرژی وجود نداشت آمریکا و دیگر کشورها از منابع استراتژیک خود استفاده نمیکردند.
وی در پاسخ به این پرسش که به نظر شما امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد، گفت: کار دیپلماسی ممکنسازی غیر ممکنهاست؛ امکان دادن امتیازاتی به ایران از سوی آمریکا وجود دارد تا تنگه هرمز باز شود شبیه به توافق با عمان که مدیریت عبور کشتیها در تنگه هرمز به ایران سپرده شده است.
وی در پایان گفتوگو خاطر نشان کرد: به نظر میرسد آمریکا براساس برآوردهای خود از اقتصاد متورم ایران مترصد آن است که در حال حاضر با با فشار اقتصادی از ایران امتیاز کسب کنند، هرچند ممکن است بعد از انتخابات پیش روی در آمریکا دوباره شاهد تجاوز نظامی آمریکا به ایران باشیم تا ترامپ به زعم خود بتواند ایران را به پشت میز مذاکره برگرداند تا موضع سختگیرانهتری علیه ایران در دستور کار قرار دهد؛ در حالی که هیچگاه جنگ یا دیپلماسی یک سویه نیست بلکه دو سویه است.