حزبالله پس از نبرد اولیالبأس، با شهادت فرماندهان کلیدی، شهادت دو دبیرکل و ضربه سنگین عملیات پیجرها که بیش از ۳۰۰۰ نفر از نیروهای اثرگذار آن را هدف قرار داد، نیازمند بازسازی فوری بود. در این شرایط، جمهوری اسلامی ایران با حضور مستقیم نیروهای مستشاری در رأس فرماندهی حزبالله، به بازطراحی ساختار دفاعی این جنبش کمک کرد. نتیجه این حضور، تغییر شیوه نبرد از الگوی متمرکز به ساختار موزاییکی، افزایش اختیار فرماندهان میدانی، سبکسازی تسلیحات، کاهش وابستگی به فناوریهای قابل نفوذ و تقویت پروتکلهای حفاظتی بود. تغییراتی که در نهایت موجب زمینگیر شدن رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان شد.
در حوزه لجستیکی نیز، با وجود از دست رفتن مسیر سنتی سوریه و بسته شدن بسیاری از گذرگاههای مرزی و مسیرهای انتقال، حمایتهای ایران از حزبالله متوقف نشد بلکه متناسب با نیاز بازسازی این جنبش افزایش یافت. اگرچه به دلیل ملاحظات امنیتی جزئیات مسیرهای انتقال قابل بیان نیست، اما تداوم این پشتیبانی نشاندهنده تلاش ایران برای حفظ توانمندیهای حزبالله پس از تحولات سوریه است.
در بُعد سیاسی، جمهوری اسلامی تلاش کرد با ایجاد فضای تنفس برای لبنان، فرصت لازم برای ترمیم حزبالله را فراهم کند. در مذاکرات اسلام آباد، اولا از تشدید حملات هوایی رژیم صهیونیستی به ضاحیه و بیروت جلوگیری شد تا مانع از آوارگی گسترده و افزایش فشار اجتماعی بر حزبالله شود؛ ثانیا، با اجرای عملیات نصر ۱ و ادامه رایزنیهای دیپلماتیک، از جمله مذاکرات سوئیس، آتشبس به جنوب لبنان نیز تعمیم یافت و فشار حملات گسترده به جنوب لبنان کاهش یافت.
مجموع این اقدامات نشان میدهد راهبرد ایران در قبال حزبالله، حمایت مقطعی نیست، بلکه بر حفظ ظرفیتهای راهبردی، بازسازی توانمندیها و ایجاد فرصت برای عبور از فشارهای ناشی از تحولات اخیر استوار بوده است.